در این دوره آنلاین به صورت رایگان با سری آموزشهای پروپوزال نویسی در خدمت شما هستیم. در ادامه به بیان مسئله در پروپوزال خواهیم پرداخت.
در واقع مطالبی که شما به طور کاملا عملی برای استفاده در پروپوزال نویسی نیاز دارید در این جلسات آموزش پروپوزال نویسی خدمتتان ارائه خواهد شد، با ما همراه باشید. در جلسه قبلی درمورد اشتباهات رایج در پروپوزال نویسی صحبت کردیم و همانطور که خدمتتان اعلام شد در این جلسه بیان مسئله در پروپوزال را در سری آموزش های نگارش پروپوزال، بررسی خواهیم کرد.
بیان مسئله در پروپوزال یکی از مباحث مهم و حائز اهمیت به این دلیل که بیان مسئله یکی از مهم ترین بخش های پروپوزال نویسی می باشد، پس با ما همراه باشید.
منظور از قلب پژوهش یا بیان مسئله در پروپوزال چیست
بیان مسئله یکی از مهمترین اجزا و بخشهای یک پروپوزال و یا حتی میتوانیم بگوییم انجام یک پژوهش است. قلب یک پژوهش بیان مسئلهی آن پژوهش است که دغدغهی ذهنی پژوهشگر را دارد نشان میدهد.
اگر به عنوان یک پژوهشگر از شما بپرسند که چه اتفاقی افتاد که تصمیم به انجام این پژوهش گرفتید، اگر توانستی پاسخ درخور و شایسته ارائه کنید، یعنی اینکه بیان مسئلهی شما خوب طرح شده است. یعنی دغدغهی ذهنی خوب در ذهن شما شکل گرفته است و همانطور که قبلاً در انتخاب موضوع نیز اشاره شد، خود این بیان مسئله میتواند به عنوان پژوهش منجر شود.
یعنی شما قبلاً یک مسئلهای در ذهنتان شکل بگیرد و بر مبنای آن مسئله بیایید یک تحقیق را انجام دهید. این بهترین نوع تحقیق است تا اینکه صرفاً با پیشنهاد دیگران یا پیدا کردن یک ابزار تصمیم بگیرید که در یک حوزه کار کنید.
بنابراین اگر به این پرسش پاسخ دهیم که چرا میخواهیم این پژوهش را انجام دهیم، نشان میدهد این پژوهشی است که میخواهد مسئلهی مهمی را پوشش دهد.
از شما سؤال میکنم که کجا میروید، میگویید به نزد دکتر میروم. میگویم آیا موضوعی پیش آمده است که میخواهید به نزد دکتر بروید؟ در جایی احساس درد دارید؟ میگویید خیر، اتفاقی نیفتاده است، فقط میخواهم پیش دکتر بروم. آیا میخواهید آزمایش دهید؟ خیر، فقط میخواهم پیش دکتر بروم. پس مسئله ایجاد نشده است که شما بخواهید به نزد دکتر بروید.
اگر نتوانید به این پرسش پاسخ دهید، یعنی مسئلهای وجود ندارد. اما اگر از شما سؤال کنم که کجا تشریف میبرید، بگویید نزد دکتر میروید. آیا موضوعی پیش آمده است؟ بله. دستم درد میکند. میخواهم ببینم که نظر دکتر در مورد این موضوع چیست و چه کمکی میتواند به من کند. در اینجا درد دست شما یک مسئلهای است که در صدد پاسخگویی به آن هستید که چرا امروز دستتان درد میکند و چگونه میتوانید این درد را از بین ببرید.
طبق نظر کرلینجر و لی شناسایی و طرح مسئله دشوارترین و مهمترین بخش کل فرایند پژوهش است. در یک پژوهش ابتدا باید ثابت کنیم که اصلا مسئلهای وجود دارد که لازم است به آن پرداخته شود یا این مسئله آنقدر اهمیت دارد که میبایست تلاش کنیم تا با پژوهش به آن بپردازیم. هر پژوهشی باید در پاسخ به مسئلهای مطرح شود و اگر قرار است نتایج معنیدار و مهمی به دست آید، باید ترتیبی اتخاذ شود تا بیان مسئله به خوبی صورت بگیرد تا پتانسیلی برای کار خوب مهیا شود.

اصول و چارچوب بیان مسئله
به منظور اینکه یک بیان مسئلهی خوب بنویسیم، باید یک چارچوبی را در نظر بگیریم.
- در بیان مسئله بایستی بر اساس مستندات و دلایل نشان دهیم که مسئلهای وجود دارد.
برای انجام این کار میبایست پیشینهی مطالعات را بهخوبی بررسی کرده باشیم. گاهی آمار ارائه میکنیم، گاهی دیدگاهها و اندیشههای صاحبنظران را مطرح میکنیم وبه نظریهها اشاره میکنیم.
فرض کنید که میخواهیم در مورد انصراف از تحصیل دانشجویان تحقیق کنیم و عوامل و علل آن را مورد بررسی قرار دهیم. به آمار و ارقامی که نشان میدهد چه تعداد دانشجو در سال از تحصیل انصراف میدهند، اشاره میکنیم و بررسی میکنیم که این موضوع چه تبعات و پیامدهایی را به لحاظ هزینههای تحمیلشده به دانشگاه و دانشجو میتواند در پی داشته باشد.
- برای اثبات وجود یک مسئله حداقل دو عنصر لازم است: یکی وضعیت موجود که با وضعیت آرمانی فرق دارد و یک شکافی ایجاد شده است و دوم، اینکه یک راه حل قابل قبول وجود ندارد.
ما یک وضعیت آرمانی را داریم، مثلاً در مورد فارغالتحصیلان دانشگاهی انتظارمان این است که افرادی که وارد دانشگاه میشوند در نهایت فارغالتحصیل میشوند و اگر تعدادی از آنها انصراف بدهند، اخراج شوند و مشکلی به وجود بیاید، در واقع این با وضعیت آرمانی یک تفاوتی را ایجاد میکند و یک شکافی ایجاد شده است که میتواند دغدغه و مسئلهی پژوهش باشد.
دوم اینکه یک راه حل قابل قبول وجود ندارد که اگر داشت اصلاً مسئله حادث نمیشد و اگر که مسئله ایجاد شده است، یعنی راه حلهای پیشین راهحلهای مناسب و پاسخگویی نبودند؛ اگرچه نمیگوییم اشتباه بودند، اما نتوانستند به حل مسئله به طور کامل کمک کنند. پس این میشود یک مسئله.
- بعد از اینکه اثبات کردیم مسئله وجود دارد، حال باید نشان دهیم که این پژوهش به طور خاص چه کمکی میتواند به حل مسئله کند و تا چه اندازه میتواند حوزه دانش بشری را گستردهتر کند؟ تا چه اندازه میتواند ابعاد ناشناخته موضوع را روشن کند و اینکه برای اینکه بتوانیم مسئلهای را حل کنیم، باید ابعاد، ویژگیها و شرایط آن را کاملاً مشخص کنیم.
مثل یک بیماری که نزد پزشک میرود و پزشک برای معالجهی این فرد میبایست تمام مشکلات و مسائلی که این شخص به آن مبتلاست را مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد تا با در نظر گرفتن جامع شرایط بتواند به یک تشخیص مناسب و راهحل مناسبتر دست پیدا کند.
- در مرحلهی آخر رسیدن به پرسشهای دقیق و عملی است که از دل مسئله برآمدهاند. یعنی ما باید بتوانیم یک سری پرسشهایی راجع به مسئلهمان مطرح کنیم که در این پژوهش میخواهیم به این پرسشهای پاسخ دهیم.
باید در مسئلهمان به طور کلی به چند پرسش پاسخ دهیم:
– پژوهش برای چه کسانی انجام خواهد شد؟ چه کسانی را در بر میگیرد؟ چه متغیر یا متغیرهایی مورد مطالعه قرار خواهند گرفت؟ چگونه میخواهیم این متغیرها را بررسی کنیم؟ آیا صرفاً یک توصیف است؟، آیا میخواهیم دستکاری بکنیم؟، آیا میخواهیم رابطهی آنها را با هم بسنجیم؟ در همین راستا باید در نظر داشته باشیم که بیان مسئله بسیار به روش کارمان وابسته است. روش کار ما بسیار روی نوع شرح بیان مسئله تأثیرگذار خواهد بود.
مشخص است پژوهشی که به روش مداخلی انجام خواهد شد، با پژوهشی که به روش تاریخی انجام خواهد شد، متفاوت خواهد بود.
– پژوهش در کجا و چه مکان یا محیط و محدودهای انجام خواهد شد و در نهایت پژوهش در چه دورهی زمانی، یا در چه سال و دورهای به طور کلی انجام خواهد شد؟
با سفارش انجام پروپوزال خود در موسسه تزمن با یک تیر سه نشان (کیفیت برتر، قیمت مناسب و پشتیبانی قوی) بزنید!

محتوای بیان مسئله
میخواهیم بررسی کنیم که در بیان مسئله به چه محتوایی باید بپردازیم و چه چیزی را در بیان مسئله بنویسیم.
- مقدمه
در واقع مقدمه یک بیان کلی از آن چیزی است که در بیان مسئله خواهد آمد. هر چقدر این مقدمه بهتر نوشته شده باشد، بهتر میتواند مسیر بیان مسئله را شفاف کند.
- ویژگیهای مسئله
این مسئله چه ویژگیهایی دارد؟ خواص آن چیست؟ دقیقاً مانند این میماند که ما بیاییم یک جسمی را برداریم و آن را لمس کنیم و ویژگیهای آن را بیان کنیم.
- ابعاد یا گستردگی مسئله
مسئله چقدر گسترده است؟
- محیط
مسئله در چه بافت و موضوعی اتفاق افتاده است؟
- عوامل احتمالی بروز مسئله
در پیشینهی پژوهش چه عواملی احتمالاً روی مسئله دخیل بودند؟ مثلاً در باب طلاق ممکن است که به این مسئله اشاره کنیم که کسانی که از مشاورهی پیش از ازدواج استفاده کردند، کمتر طلاق گرفتند. عوامل مربوط به خانواده، عوامل مربوط به شغل و … را بررسی میکنیم.
- نتایج حل مسئله
اگر یک مسئله را حل کنیم، چه پیامدهایی خواهد داشت و چه نتایجی را عاید میکند؟
- اهمیت و ضرورت حل مسئله
مثلاً در باب طلاق میگوییم که اگر این مسئله حل شد، ما جامعهای را خواهیم داشت که متشکل از خانوادههایی هستند که کار خودشان را دارند خوب انجام میدهند. فرزندانی هم که در این خانوادهها رشد و پرورش پیدا میکنند، به لحاظ عاطفی، به لحاظ شناختی، به لحاظ شرایط مختلف آموزشی وضع بهتری هم خواهند داشت.
اگر ما یک مسئله را حل کردیم، تا چه اندازه میتواند پیامدهای مثبتی را در پی داشته باشد.
- پیامدهای ناشی از عدم حل مسئله
اگر مسئلهای را حل نکنیم و آن را بدون پاسخ بگذاریم، چه اتفاقی میافتد؟ همانطور که گفتیم، گاهی موضوعی را انتخاب میکنیم که دغدغهی ذهنی ما است اما خیلی اولویت ندارد و خیلی ضرورت پیدا نکرده است که در مورد آن به بحث بپردازیم. اما برخی موارد مانند طلاق، فرار دختران، اعتیاد، مسائل و مشکلات آموزشی، افسردگی، استرس، اضطراب و … اگر حل نشوند، پیامدهای منفی و بسیار گستردهای را در پی خواهد داشت.
- چگونگی حل مسئله
ما چگونه میخواهیم به این مسئله نگاه کنیم و چگونه میخواهیم آن را حل کنیم؟ چه راهکارها و رویکردهایی را میخواهیم برای آن ارائه بکنیم؟ در بیان مسئله اشاره میکنیم که پژوهش چه دستاورد و کاربردی را خواهد داشت و چه نتایج احتمالی را میتواند در پی داشته باشد؟
بایدها و نبایدهای بیان مسئله در پروپوزال
چه بایدها و نبایدهایی را برای شرح بیان مسئلهی خوب رعایت کنیم؟
- بیانکننده یک رابطه بین دو یا چند متغیر
در واقع بیان مسئله باید رابطهی بین دو یا چند متغیر را بیان کند. به هر حال پژوهش ما از یک سری متغیرها تشکیل شده است. در بیان مسئله بایستی به متغیرها به خوبی اشاره کنیم و اگر پژوهش ما به شکلی است که میخواهیم روابط متغیرها را بررسی کنیم، باید بهطور دقیق، منطقی و تحلیلی و با اتکا به پژوهشهای پیشین رابطهی این متغیرها را مطرح کنیم.
- صورت سؤالی داشتن، به روشنی و بدون ابهام
در واقع مسئله باید حالت سؤال را ایجاد کند و بدون ابهام و بهطور روشن نشان دهد که پژوهشگر به دنبال چه چیزی است.
• قابل آزمون بودن، با متغیرهایی قابل اندازهگیری
یکی از موضوعات مهم در علم این است که ما بتوانیم پدیدههایی که مشاهده میکنیم را اندازهگیری کنیم و بتوانیم آنها را بهطور عینی بررسی کنیم.
- موضع اخلاقی یا آرمانی نداشتن
ما نمیتوانیم در پژوهش مسائل ارزشی را بررسی کنیم. بهطور مثال آیا اگر استادی در تدریس خودش از شوخطبعی استفاده کند، این اخلاقی است یا خیر. این در مقولهی ارزش میگنجد و ما نمیتوانیم به راحتی برای آن یک پاسخ پیدا کنیم و یک موضع اخلاقی و آرمانی نمیتوانیم بگیریم.
- محدود بودن و قابل سنجش بودن دامنه و اثر موضوع پژوهش یا مسئلهی پژوهش
ما نمیتوانیم در یک پروپوزال هرچیزی که در دسترسمان بود و هر چیزی که به ذهنمان خطور کرد را بررسی کنیم. مسئلهی ما باید محدود و قابل سنجش شود. ما در یک حوزه و حیطهی خاص میتوانیم پژوهش کنیم. ممکن است که پژوهش ما ابعاد و زوایای دیگری هم داشته باشد که یا خودمان بعدها به آن خواهیم پرداخت و یا سایر پژوهشگران را تشویق و ترغیب میکنیم که در بخش پیشنهادهای پژوهش این ابعاد و زوایایی که مطرح هست را بررسی کنند.
- عدم بیان دیدگاههای سلیقهای و غیر علمی
ما نمیتوانیم بر اساس ذهنیت خودمان حرف بزنیم و بر مبنای سلیقه رفتار کنیم و شواهد را به کار نبریم. مانند این عبارات: «نصف ایران افسرده است» بر چه مبنا و چه شواهدی این عبارت بیان شده است؟ آیا قبلاً پژوهشی در مورد آن انجام شده است یا ما بر مبنای حدسیات و سلایق خودمان داریم چنین بحثی را مطرح میکنیم؟
در مورد نحوهی نگارش یک بیان مسئلهی خوب صحبت کردیم.
حال با بیان یک نمونه میخواهیم ببینیم که چگونه بهطور دقیق و عملیاتی میتوانیم یک بیان مسئلهی خوب و مؤثر را بنویسیم.
موضوع در مورد این است که یک استاد نمونه باید چه ویژگیهایی را داشته باشد؟
توسعهی هر کشوری مستلزم وجود امکانات مادی و فیزیکی در کنار سرمایههای انسانی یا همان نیروهای متخصص و کارآمد جامعه میباشد. وجود این دو عامل در کنار هم برای پیشرفت هر جامعهای لازم و ضروری به نظر میرسد. زیرا اگر امکانات مادی و سرمایههای فیزیکی نیز وجود داشته باشد ولی دانش و فرهنگ استفاده و بهرهبرداری از آنها در دسترس نباشد، بود و نبود این منابع هیچ تأثیری در پیشرفت جامعه نخواهد گذاشت.
آدام اسمیت در سال ۱۷۷۶ اقتصاددان بریتانیایی از این بین عامل انسانی را مهمتر میداند و در کتاب ثروت ملل خود یک فرد آموزشدیده را با ماشینهای گرانقیمت مقایسه میکند و معتقد است که انسانهای آموزشدیده از اهمیت فوقالعادهای در پیشرفت جوامع برخوردار هستند.
از دههی ۱۹۵۰ موجی در جهان به راه افتاد که شعار اصلی آن اهمیت دادن به آموزش و پرورش انسانهایی است که بتوانند به نحو احسن با تخصص و علم خود جامعه را به سوی توسعهی هر چه بیشتر پیش ببرند و در این رابطه در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای فراوان نیز انجام شده است. بالا بردن کیفیت آموزشی یکی از اقداماتی است که دانشگاهها برای رسیدن به این هدف یعنی آموزش به شکل مطلوب میتوانند انجام دهند.
برای بالا بردن کیفیت آموزشی در دانشگاهها علاوه بر امکانات فیزیکی همچون فضای مناسب آموزشی، وسایل کمک آموزشی، آزمایشگاههای مجهز و تخصصی و غیره، به عامل مهم دیگری نیز نیاز است و آن عامل وجود اساتید مجرب و کارآمد میباشد.
مطابق با دیدگاه طراحی سیستماتیک آموزشی، استاد اساسیترین عامل برای ایجاد موفقیت مطلوب در تحقق هدفهای آموزشی است. اوست که میتواند حتی نقص کتابهای درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس بهترین شرایط و امکانات را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیط غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند.
اگر تمامی امکانات فیزیکی برای آموزش آماده باشد، ولی استاد قدرت استفادهی درست از این امکانات و یا توانایی انتقال صحیح و کامل علم خود را به دانشجویان نداشته باشد، نمیتوان انتظار داشت که دانشجویان در پایان تحصیلات خود به سطح قابل قبولی از علم و تخصص بروند تا بتوانند کارکرد مثبتی در جهت توسعهی جامعه داشته باشند.

بنابراین عدم وجود اساتید خوب منجر به عقیم ماندن هر اقدامی در جهت بالا بردن کیفیت آموزشی خواهد شد. شناخت ویژگیهای استاد نمونه از نظر دانشجویان و اساتید کاری بسیار با اهمیت است، زیرا این معیارها و شاخصهایی که یک استاد نمونه باید از نظر دانشجویان و اساتید دارا باشد، نشاندهندهی ذهنیت و انتظاری است که در محیط دانشگاهی از یک استاد میرود.
هدف از این پژوهش نیز با توجه به مطالب گفته شده شناخت معیارهایی است که از نظر دانشجویان و اساتید برای یک استاد نمونه و خوب لازم به نظر میرسد و یک استاد موفق باید دارای آن خصوصیات باشد.
این خصوصیات میتوانند شامل خصوصیات فردی استاد، خصوصیات علمی، روش تدریس، ویژگیهای دانشپژوهی و ویژگیهایی ارتباطی استاد باشد.
در این پژوهش پس از شناخت ویژگیهای یک استاد خوب به ارزشگذاری و بررسی میزان اهمیت هر یک از این خصوصیات از نظر دانشجویان و اساتید نیز پرداخته خواهد شد تا در صورت وجود تفاوت در نظر آنها این امر مشخص شود.
بررسی و شناخت این معیارها علاوه بر اینکه باعث خواهد شد بتوان نظر دانشجویان و اساتید را درمورد ویژگیهای یک استاد نمونه با هم مقایسه کرد، منجر به رسیدن به تعدادی شاخص و معیار خواهد شد که میتوان با استفاده از آنها به ارزیابی عملکرد اساتید پرداخت و دانشگاهها و مؤسسات علمی میتوانند با استفاده از این معیارها به ارزیابی عملکرد اساتید خود بپردازند تا بتوانند در مقاطع مختلف از وضعیت کادر علمی خود مطلع شوند.
ولی در نهایت هدف اصلی این پژوهش رسیدن به پاسخ به این پرسش است که به واقع یک استاد نمونه میبایست چه ویژگیها و چه معیارهایی را داشته باشد.
یک بار دیگر با خودتان این نمونهای که ارائه شد را مرور کنید و با چارچوب و بایدها و نبایدها و محتوایی که در خصوص بیان مسئله مطرح شد، تطبیق دهید و ببینید که یک بیان مسئلهی خوب حایز چه ویژگیهایی است و سعی کنید که خودتان یک تمرین عملی هم در این خصوص داشته باشید.
سخنی پایانی برای بیان مسئله در پروپوزال
در جلسه بیان مسئله در پروپوزال، راجع به چارچوب و محتوا بیان مسئله صحبت کردیم و باید و نباید های آن را با هم بررسی کردیم و در جلسه آینده راجع به اهمیت موضوع در پروپوزال صحبت خواهیم کرد.